Elementor #220

قابل توجه پناهندگان خیلی خیلی مهم

من توصیه های زیر را برای کسانی که تغییر دین داده اند دارم – من دائما اشاره می کنم که سه نکته وجود دارد که آنها را در دادگاه هیچ کس نمی خواهد بشنود.

اکثر نو کیشان سه نوع گفته دارند که دائماً در دادگاهها آنها را بکار می برند

1.    من مسیحیت را انتخاب کردم زیرا متوجه شدم که آرامتر می شوم.

اگر این فقط بعلت یافتن تعادل درونی است، می توانید به یک مربی فکر یا یک معلم یوگا نیز بروید، تمرینات آرام سازی را انجام دهید، اما نیازی به دین جدید ندارید.

  1. مسیحیان مردم صادقی هستند ، در میان آنان هیچ دروغ و فریبی وجود ندارد.

ممکن است شرایط زندگی در آلمان متفاوت باشد. مردم آلمان از نظر کلی مسیحی نیستند ، اساساً تفاوتی با کشور خود شما ندارند. بنابراین این موضوع قانع کننده نیست. اما اگر می خواهید با افرادی که می توانید به آنها اعتماد کنید رابطه بر قرار کنید ، این فرصت را دارید که با آرامش حلقه دوستان خود را ایجاد کنید. شما برای این کار نیازی به دین جدید ندارید.و همچنین می توانید به عنوان مثال در یک باشگاهی می توانید این گروه را پیدا کنید.3.    اسلام خشن است ، مسیحیان صلح دوست هستند.این به اثبات  رسیده است ، آیین مسیحی به طور کلی در قرن های گذشته به اندازه کافی ثابت کرده است که نه صلح طلبانه و نه صلح آمیزتر است ، بلکه برعکس ، دقیقاً که کشورهای اروپایی-مسیحی تا قرن بیستم جنگ ها یا درگیری های داخلی خشونت آمیزی به نام دین در آنها رخ داده است. بخشی فقط بین فرقه های مسیحی ، به عنوان مثال در درگیری های ایرلند شمالی. اگر با دقت به آن نگاه کنیم این درگیریها در مورد تفاوت دیدگاه آنان نسبت به خدا بوده است. از چنین نگاه کلی این گفته را نمی توان برای تغییر دین استفاده کرد.دلایل تغییر دین به اعتقاد شخص است، که در پیوند خاص با خدا نهفته است. ایمان نقطه مقابل عقل است. بهر حال این عقیده از زمان به اصطلاح روشنگری در اروپا رایج است. بنابراین شما باید دادگاه را متقاعد کنید که در وجدان ایمانی شما چاره ای جز انتخاب این خدای جدید نیست. و شما باید به دادگاه نشان دهید که این خدای جدید در زندگی شما برای شما چه معنی دارد. زیرا دادگاه می خواهد بتواند تعارض درونی آنها بین دین قدیمی (یا هیچ) و دین جدید را درک کند.

کلا ،در این  3 زمینه با دقت سئوال پرسیده می شود:

  1. تفاوت مسیحیت و اسلام چیست؟ انتظار می رود که هر کسی که تغییر دین داده است بتواند تفاوتهای اصلی مسیحیت و اسلام را هنگام انتخاب دین جدید شناسایی کند. و حتی اگر فقط مواردی باشد که از نظر وی برای او معتبر هستند.
  2. از یک نوکیش همیشه سئوال می شود که چرا دین جدید را انتخاب کرده است؟ و اینکه آیا دلیل خاصی برای این تصمیم وجود داشته است؟
  3. در پایان، از یک فرد نوکیش سئوال می شود که، عمل کردن به فرایض دینی را در کشور خود چگونه تصور می کند؟ سپس ، مطمئناً ، هر قاضی انتظار دارد که در اینجا در مورد این موضوع شخص توضیح دهد، زیرا تغییر کاربری معمولاً تصمیمی علیه خانواده ای است که در کشور خود باقی مانده است. و معمولاً نسبت به چنین تغییر روش بسیار جدل و طرد شدن همراه است. و از طرف دیگر ، زیرا پناهنده ای که به آلمان آمده است نیز باید انتظار داشته باشد که نتواند در آلمان بماند. بنابراین او باید به این فکر کند که در وطن خود چگونه رفتار نماید.

در تمام مواردی که قبلاً تصمیم پناهندگی دریافت شده است ، اداره BAMF  قبلاً اشاره کرده است که دلایلی که در مورد ترک کشور خود بیان کرده اید قانع کننده نیستند. فرمان هشتم از شریعت موسی این است که »شما نباید در مورد همسایه خود شهادت نادرست بدهید« ، این معمولاً به معنای “شما نباید دروغ بگویید” است. با این اوصاف و با ادعای جدی تغییر شکل ، ما مرتباً توصیه می کنیم در جلسه دادرسی قصه نگویید ، بلکه واقعیت های اتفاق افتاده را ارائه دهید.

زیرا بسیاری از نوکیشان در ارائه دلیل قابل قبولی که چرا و چگونه وطن خود را ترک کرده اند موفق به ارائه توجیه قابل قبولی نمی شوند. نکته مشکل ساز  کم و بیش همیشه این است که گفته می شود که گذرنامه ای در کار نیست. و هر قاضی که در زمینه قانون پناهندگی کار می کند ، می داند که قاچاقچیان و قاچاقچیان همیشه توصیه می کنند گذرنامه ها را دور بریزند یا حتی به قاچاقچی بدهند تا خطر اعزام فوری به شما فراهم نشود (قاچاقچیان و قاچاقبران نمی خواهند رد پایی از خود در لیست مسافران بجا بگذارند.)

اما معمولاً کسانی که از پس هزینه های آن برمی آیند با هواپیما سفر می کنند. و در ترافیک هوایی بین المللی ، هیچ کاری بدون گذرنامه کار نمی کند. و به دلیل این معضل که گذرنامه معمولاً برای خروج از کشور مورد نیاز است ، اما در هنگام ورود به اروپا یا حداکثر در آلمان دیگر ارائه نمی شود ، تعداد حیرت انگیزی از پناهندگان در توضیح نحوه فرار خود جا می زنند! زیرا آنها در این مرحله حقایق را جور دیگری عنوان می کنند ، دروغ می گویند و یا اینکه واقعیت را پیچ و تاب میدهند، که این باعث می شود اعتبار و اعتماد به آنها سلب شود!

مشکل معمول دیگر این است که نوکیشان از ایران ادعا می کنند که متعلق به یک کلیسای خانگی بوده اند که دستگیر شده است. سپس یک تماس تلفنی سریع انجام شد و سپس آنها مجبور به فرار شدند. نکته مشکل ساز در اینجا تماس است که همیشه بدون پرسیدن اینکه چه اتفاقی افتاده است ، چه کسی دستگیر شده است و چه زمانی اتفاق افتاده است – در حالی که مهمترین پرسش ها هستند!

و  بسیار مهم اینکه: برای دریافت پناهندگی به دلیل آزار و اذیت مذهبی در ایران ، لازم نیست اصطلاحاً آزار و اذیت در ایران انجام گرفته باشد. اگر تصمیم برای تغییر ایمان در آلمان  انجام گرفته شده باشد کافیست.

در برگه  تعمید پروتستانتها ، آیه تعمیدی (آیه کتاب مقدس) آورده شده است. این همان چیزی است که قاضی معمولاً در مورد آن سئوال می پرسد ، پس خودتان را برای این سئوال آماده کنید در BAMF نیز آیه تعمید شما را پرسیده اند.

سپس من نیز توصیه می کنم تمرین کنید که چه چیزی و چگونه می خواهید به قاضی در مورد تغییر دینتان توضیح دهید. باز باشید و طریق ایمان آوردن خود را براحتی تعریف کنید. این شامل تردید در ایمان قبلی شما نیز می شود(یعنی شک و تردید در مورد صحت دین اسلام ). این شک و تردیدها بخشی از یک جنگ و تحول داخلی است که قبل از پذیرش یک اعتقاد وجود دارد. بنابراین ، در پایان ، یک بار دیگر توصیه ، برای قاضی بی کم و کاست شرح ایمان آوردنتان را توضیح دهید و اجازه بدهید او بداند که شما چگونه ایمان جدید خود را در درون خود پیدا کرده اید.

هر قاضی می داند که در ایران و افغانستان آزادی مذهبی برای مسلمانانی که به مسیحیت گرویده اند وجود ندارد. بنابراین ، در آلمان چک میشود تا مشخص شود آیا ایمان مسیحی شما صحیح و صادقانه است یا خیر. و بر این فرض که اگر به ایران باز گردانیده شوید بلافاصله با نیروهای انتظامی مشگل پیدا خواهید کرد یا نه . یا بعلت نتوانستن در آنچه که ایمانتان به شما حکم می کند و موانع زندگی ایمانی شما در کشورتان آیا دروناً دچار آشفتگی روحی معنوی خواهید شد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *